ملاقات سوم با مهاجرین کانادا :
میزبان جلسه : رضا و سان شاین عزیز از تورنتو که هزینه پذیرایی رو به حساب مانا و علی ریختن و زحمت پذیرایی و عکس گرفتن با مانا و علی شد . همین جا از چهار تاشون تشکر ویژه می کنم . و از نگار خانم که زحمت موسیقی جلسه رو به عهده داشتن.
میهمانان ویژه جلسه : افسانه و آرش - رامین (شوهر خانم شاهقلی) که به نوعی این جلسه گودبای پارتی اونا بود.
خبر ويژه اين جلسه : پاسپورت ريكوست محمد از نارمك
سخنران جلسه : خانم سولماز عاملی با ده سال تجربه سکونت و کار در شهر های تورنتو - ونکوور و کلگری
خلاصه ای از نکات سخنرانی : خانم عاملی زحمت کشیده بودن و یه خلاصه از اقداماتی که بعد از رسیدن باید انجام داد مثل گرفتن PR و SIN و خط تلفن و باز كردن حساب و معرفي مكان هاي خوب تورنتو واسه خريد و كاريابي و روش محاسبه و چك سين نامبر رو پرينت كرده بودن و در اختيار دوستان قرار دادن. كه كپي اين مطالب رو توي پست قبلي گذاشتم .
خانم عاملي از ساعت ده ونيم صبح تا ساعت دو بعد از ظهر با انرژي كامل و ايستاده و با حوصله به تك تك سوالات بچه ها جواب دادن . سوالات كاملا متفاوت و در زمينه هاي تخصصي بود مثل روشهاي سرمايه گذاري و ادامه تحصيل .
نکته ی خیلی مهم حاصل سالها تجربه خانم عاملی در یک کلام : اونجا حتما این سه مورد رو داشته باشید که خیلی لازمه و پولش هدر نرفته :
۱. وکیل
۲. حسابدار
۳. پزشک
از سيستم درماني اونجا گفتن و از اقتصاد خراب كانادا كه باعث برگشت ايشان به ايران شده بود.از روشهاي كاريابي و اجاره خونه گفتن و خريد خط تلفن كه شركت راجرز رو معرفي كردن و موبايل و شركت هاي ارايه دهنده سرويس اينترنت .فروشگاههاي خوب مثل وال مارت رو معرفي كردن و بحث حتي به سرمايه گذاري روي پمپ بنزين و گرفتن نمايندگي فروش تيم هورتن و مك دونالد هم كشيده شد.
دوستان از حمل و نقل وسايلشون به اونجا پرسيدن و جوابهاشون رو گرفتن . درباره كرديت كارت سوال كرديم و جواب گرفتيم . بانكهايي كه سرويس بهتري ميدن و خلاصه خيلي چيزاي ديگه كه من الان حضور ذهن ندارم .
خانم افسانه خمسه كه دفتر بيمه دارن كارت ويزيت دفتر بيمه اشون رو توزيع كردن واسه دوستاني كه مي خوان سه ماه اول ورود خودشون رو از ايران بيمه كنن كه اونجا مشكلي نداشته باشن.
شماره دفتر برای بیمه آکسا سه ماهه اول : خانم مالمیر - 8806606 - 889394-88939395
گزارش وبلاگ نویسان عزیز از ملاقات سوم :
۱.گزارش جالب و خوندی محمد از نارمک رو خوندم . ایشون شرح جلسه رو به زبان نظم در آوردن و اینجوری شروع کردن :
برگ افرا در میان و رنگ قرمز در کنار
گوشها مهمان لطف و ساز زیبای نگار
محفلی پر از محبت ، پر صفا و همدلی
دوستانی عاشق پرواز و کسب افتخار
..........
واسه خوندن ادامه شعر اینجا کلیک کنید .
۲.جلیله (دوستدار ونکوور) اینجوری شروع کرده :
"امروز دوباره دور هم جمع شدیم تا در کنار هم این راه رو طی کنیم. باز هم یه جمع دوستانه و پرانرژی و امیدبخش. دوستان عزیز وبلاگی چه اونها که خودشون وبلاگ دارن (مانای عزیز) و (باران عزیز) و چه اونها که فقط با نامشون آشنا بودم (سیمین عزیز) و چه خواننده های خاموش (اسمشونو نپرسیدم). صحرای عزیز هم که دوست قدیمی خودمه. هر چند دیدن دوباره اش خالی از لطف نبود. ما بعلت پنچری ماشینمون خیلی دیر رسیدیم ولی باز هم با طول دادن ملاقات تا ساعت 1.5 از محضر دوستان استفاده بردیم.....
ادامه مطلب رو اینجا بخونید.
۳.مانا نویسنده وبلاگ تا کلگری یه پست با عنوان " نتیجه جلسه ۸ مرداد برای من " نوشته و نوشته:
"جلسه در همان مکان قبلی برگزار شد و تعداد دوستانی که در جلسه شرکت کردند بسیار بیشتر از گذشته بود ، گمان می کنم به قول یکی از دوستان تعداد ما به صورت قارچی در حال افزایش است و فکر کنم جلسه بعدی باید در یک آمفی تئاتر بزرگ برگزار شود با امکانات صوتی بالا چون صدا به همه جمع نمی رسید .
از همین جا از طرف خودم و سایر دوستان ازآقا رضا و سان شاین عزیز که میزبانان اصلی جلسه بودند سپاسگزارم .( و چقدر این دوستان خوبمان این روزها به دلگرمی و همدردی های ما نیاز دارند تنهایشان نگذاریم )." ادامه مطلب
۴. صحرای عزیز نویسنده وبلاگ مهاجران اتاوا هم توی پی نوشت یکی از پست هاش به جلسه اشاره کردن :
"پ.ن: جلسه گروه در روز جمعه را رفتم ولی از آنجایی که اولاً این سومین جلسه گروه بود و من دفعه اول بود که می رفتم و ثانیاً همراه با دو تا وروجک بودم نتوانستم خوب با بچه ها آشنا شوم. همین جا مراتب خوشوقتی ام را از آشنایی با باران پرش و مانای عزیز و همچنین دوستان گل جلیله جان اعلام می کنم. امیدوارم بیشتر همدیگر را ببینیم
"
این عکس دسته جمعی که گرفتیم با حضور تعدادی از دوستان
پ . ن من حضور ذهن کافی واسه نوشتن همه مطالب نداشتم دوستانی که تشریف آوردن لطف کنن و در قسمت نظرات نکات مهم رو یادآوری کنن.